محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
636
مخزن الأدوية ( ط . ج )
افعال و خواص آن : بغايت مقوى باه و منعظ و مسمن بدن هر نوع كه استعمال نمايند خصوصاً با كنجد و نبات و يا فانيذ و يا عسل سرشته و مصلح حال گرده و مثانه و زايل كننده احتراق اخلاط . مقدار شربت : بريان كرده آن از قبيل تنقل تا يك اوقيه و از كوبيده آن تا نيم اوقيه . المضار : اكثار آن مصدع و مضر معده و مورث هيضه ، مصلح آن بريان نمودن و با سكنجبين و يا با قند و عسل خوردن . بدل آن : به وزن آن تودرى سفيد و يا حب الصنوبر و يا مغاث و نيم وزن آن ابهل و چهار دانگ آن مغز تخم خيارزه است . قلومس به ضم قاف و لام و سكون واو و ضم ميم و سين مهمله لغت يونانى است به معنى اذان الدب و رازى بوسير دانسته . ماهيت آن : نباتى است و پنج صنف مىباشد و ماهيزهرج نوعى از آن است صنف اول سفيد و برگ آن نيز سفيد و نر و ماده مىباشد و برگ ماده آن شبيه به برگ كلم و سفيدتر و عريضتر از آن و ساق آن به قدر ذرعى و زياده بر آن و چيزى مانند پشم بر ساق آن و گل آن مايل به زردى و تخم آن ريزه بيخ آن دراز به سطبرى انگشتى و نر آن را برگ درازتر و باريكتر از ماده ، صنف دويّم برگ آن سياه و عريضتر و بزرگتر از صنف اول ، صنف سيّم شاخهاى آن بسيار دراز و بىساق و برگ آن شبيه به برگ سفرجل و بر سرشاخههاى آن قبههاى مدور و گل آن زرد طلايى ، صنف چهارم برگ آن شبيه به برگ انجير و از آن كوچكتر بىساق و ملاصق زمين ، صنف پنجم برگ آن بزرگ و غليظ و با رطوبت چسبنده و تندبو و ساق آن زياده بر ذرعى و گل آن سفيد مايل به سرخى و تخم آن ريزه و تيره رنگ و مدور با حدت و تلخى و اين صنف يحتمل كه تنباكو باشد و آن در حرف التاء المثناة الفوقانيه مع النون ذكر يافت . طبيعت همه اصناف آن : گرم و خشك در سيّم . افعال و خواص آن : محلل و جالى و با قوّت قابضه و ريشههاى آن در افعال قايم مقام ماهيزهرج است . * اعضاء الصدر و الغذاء و النفض * مدر بول و يك مثقال از بيخ سفيد و سياه آن جهت منع سيلانات و با شراب جهت منع اسهال و طبيخ آن جهت سرفه بارد و ضيق النفس و شكاف عضل . * الاورام و حرق النار و السم * ضماد برگ مطبوخ صنف سيّم آن جهت اورام بلغمى و ورم چشم و با عسل و شراب جهت شقاقلوس و جراحات و گزيدن عقرب و ضماد برگ صنف نر آن جهت سوختگى آتش . مضر گرده ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : تا دو درم . بدل آن : اناغورس است . قلوماين به ضم قاف و لام و سكون واو و فتح ميم و الف و ضم ياى مثناة تحتانيه و نون لغت يونانى است و آن را شجره ابى مالك و اهل دمشق صابون القاف و صابون النبات و ظفرالقط نيز نامند . ماهيت آن : نباتى است جبلى و بستانى ساق آن مربع شبيه به ساق باقلا و برگ آن شبيه به برگ لسان الحمل و بر ساق آن غلافها و اطراف بعضى مايل به طرف بعضى و گل آن شبيه به گل سوسنى كه بيخ آن را ايرسا نامند و به هيأت حيوانى كه آن را اربع و اربعين گويند . بهترين آن جبلى و گاه از نبات آن نيز مانند آنكه از بيخ آن عصاره مىگيرند اخذ مىنمايند . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : حابس رعاف و نفث الدم سينه و نزف الدم معده و رحم و ضماد برگ نرم كوفته آن جهت الزاق جراحات در ابتداى حدوث و التيام آنها مجرب . فصل القاف مع الميم قمرى به ضم قاف و سكون ميم و كسر راى مهمله و ياى نسبت منسوب به قمر است كه نام بلدى است از بلاد مصر و گفتهاند كه آن بلد اسكندريه است جهت مشابهت رنگ اين به خاك آن بلد و واحد آن قمارى آمده و گفتهاند جمع اقمر است مانند احمر و حمر يا جمع قمرى است مانند رومى و روم و زنجى و زنج و ماده آن را قمريه نامند و نر آن را ساق جر و جمع قمارى غير منصرف است و آن را به هندى توترو نامند . ماهيت آن : مرغى است از فاخته كوچكتر و با طوق و بسيار مأنوس و خوش منظر و خوش آواز و گفتهاند كه لفظ يا كريم كامل الحروف از صوت آن ظاهر مىگردد . دو نوع مىباشد سفيد و زرد و از غرايب آثار آن آنكه ابن اثير در تاريخ خود نوشته كه از جمله هدايا كه بعضى ملوك بقاع هند هديه براى سلطان محمود سبكتكين فرستاده بودند قمرى بود كه چون طعام زهردار را مىديد چشمهاى آن سرخ و اشك از آن جارى و متحجر مىگشت و چون آن حجر را سوده بر جراحات دهن گشاده مىپاشيدند به زودى چاق مىشد . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : موافق مبرودين و مرطوبين و مولد خلط فاسد و اكثار آن محدث وسواس و جذام ، مصلح آن ادهان و ادويه لطيفه است تدهين به دهن آن باعث سرعت حركت اطفال